تبليغاتX
روانسر. rawansar

گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهاتان زخم دار است با ریشه چه می کنید

گیرم که بر سر این بام بنشسته در کمین پرنده ای پرواز را علامت ممنوع می زنید با جوجه های نشسته در آشیانه چه می کنید

گیرم که می زنید گیرم که می بُرید گیرم که می کُشید با رویش ناگزیر جوانه چه می کنید

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 22:14 توسط omied.s |


سعید حجاریان، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی، که از دو هفته پیش در بازداشت به سر می برند، پس از آنکه دچار حمله ای عصبی می شود، از زندان اوین به بیمارستانی در تهران منتقل شده و هم اکنون در شرایط بسیار بدی به سر می برد.

دکتر وجیهه مرصوصی در گفتگویی با خبرنگار نوروز، با ابراز نگرانی شدید از وضعیت همسرش خطاب به مسئولین و مراجع و بزرگان ایران گفت: "چرا ساکت نشسته اید؟ آیا 10 سال درد کشیدن او و خانواده اش کافی نبوده و ایشان باید رنج بیشتری بکشند؟ چرا همه سکوت کرده اند؟ چرا مراجع تقلید سکوت کرده اند؟ به رییس قوه قضائیه مراجعه می کنیم، می گوید من نمی توانم در این امور دخالت کنم؛ به دادستانی مراجعه می کنیم، می گوید ما خبر نداریم؛ به وزیر اطلاعات مراجعه می کنیم، می گوید من اطلاعی ندارم؛ پس اینها چه کسانی هستند؟ اینها چه کسانی هستند که فرزندان ایران و انقلاب را به بند کشیده اند؟ چرا هیچ کس پاسخگو نیست؟ "

وی در دامه خطاب به کسانی که جسم بیمار همسرش را در شرایط سخت زندان تحت فشار قرار داده اند گفت: "آیا ترور وی کافی نبود؟ آیا زجر و دردی که او و خانواده اش در این ده سال کشیده اند کافی نیست؟ این همه کینه شما نسبت به سعید از کجاست؟ آیا ناراحتید که معجزه ای الهی او را به خانواده اش برگرداند؟ آیا ناراحتید که ترور وی کاملا موفق نبود ؟"

وی در ادامه با تشریح وضعیت جسمانی همسرش گفت: "او ده سال پیش و پس از ترور توسط تاریک اندیشان اقتدارگرا، به واسطه یک معجزه الهی زنده ماندند اما سیتمهای ارادی و غیر ارادی ایشان آسیبهای فراوان و جدی دیده است. ایشان در حرکت کردن، صحبت کردن و بسیاری از امور شخصیشان با مشکلات عدیده ای روبرو هستند. سیستمهای غیر ارادی بدنشان مثل فشار خون و امور مشابه نیز با دارو های بسیار زیاد و مراقبتهای شبانه روزی پزشکان و خانواده تحت کنترل بوده است." دکتر مرصوصی که خود یک پزشک متخصص است گفت:"فشار عصبی می تواند توانمندی های فعلی وی را نیز تا 90 درصد کاهش دهد. و این برای کسی که کوچکترین تغییری در وضعیت جسمی اش می تواند عواقب بسیار خطرناکی داشته باشد، بسیار خطرناک است."

وجیهه مرصوصی که در در دوران مبارزات مردمی با رژیم شاه فعالانه حضور داشته و سالهای زیادی را در زندان گذرانده است، با اشاره به اهدافی که به خاطر آن زندان رفته و هزینه داده اند گفت:" آیا اهداف انقلاب این بود که کسی را که حتی نمی تواند تکلم کند به زندان ببریم و از امکانات پزشکی مناسب محروم کنیم؟ کدام حکم شرعی اجازه می دهد با کسی که تمام زندگی اش را برای ارزشها و انقلاب هزینه کرده است این گونه رفتار شود؟ من به عنوان کسی که نسبت به آرمانهای انقلاب و ارزشهای دینی پایبند هستم و تعصب دارم این نحوه رفتار ها را خلاف شرع، عرف و اهداف والای انقلاب و اسلام می دانم."

لازم به ذکر است که چند روز پیش پزشک سعید حجاریان نیز نسبت به سلامت ایشان اعلام خطر کرده بودند.

سایت نوروز امیدوار است این خبر واقعیت نداشته باشد و سعید حجاریان در سلامت کامل باشند. اما با توجه به مسدود بودن راههای اطلاع رسانی و عدم شفافیت نهادهای مسئول، مجبور هستیم اخبار را بدون تائید نهایی منتشر نمائیم، تا شاید مسئولین مجبور به پاسخگویی بشوند.
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 22:10 توسط omied.s |

تونیا کبودوند دختر ریس این سازمان به مناسبت دهم تیر ماه سالروز بازداشت پدرش نامه ای خطاب به ایشان نگاشه و در آن تحولات جاری در کشور را مورد انتقاد قرار داده است تونیا کبودوند:ما محکومیم؛ به جرم بیگناهی

دبیر خانه سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان

تونیا کبودوند دختر ریس این سازمان به مناسبت دهم تیر ماه سالروز بازداشت پدرش نامه ای خطاب به ایشان نگاشه و در آن تحولات جاری در کشور را مورد انتقاد قرار داده است.

متن نامه مذکور به شرح ذیل است.

پدر عزیزم امروز وارد سومین سالی می شویم که تو را از ما گرفتند و ما هنوز چشم انتظار تو ایم.

پدر تو ایرانی نبودی! تو شهروند ایران نبودی! اگر شهروند ایرانی بودی رئیس جمهور ایران نیز برای آزادی تو از زندان تلاش می کرد. نمی دانم شاید هم اگر شهروند آمریکایی بودی بهتر بود! آن زمان بود که با جرم جاسوسی بعد از چند روز آزاد می شدی اما تو شهروند کشوری هستی که حقوق شهروندی بی مفهوم ترین واژه ای است که می توانی بیابی. تو کردی هستی که شهروندی درجه دوم محسوب می شوی و به جرم دفاع از حقوق انسانیت، برابری خواهی و آزادی طلبی بالاترین حکم حبس را به تو می دهند و تو را حتی از حقوق یک زندانی نیز محروم می کنند. شاید تو از یاد برده بودی که سخن از حقوق انسانی و حقوق بشر در ایران جرمی نابخشودنی است. همان جرمی که دامن یکی از نامزدهای انتخاباتی را گرفت

آری تو کرد بودی و همانند تمام کردهای جهان, مثل تمام کردهایی که در سرزمین هایشان به عنوان غریبه به آنها می نگرند! بیگانه ای بیش نبودی. گناهت، از ملیت کرد بودن بود! شاید اگر غیرکرد بودی حکم یازده سال را به دوش نمی کشیدی، همانند تمام فعالان حقوق بشری که به دلیل امتیاز غیرکردبودن در زندان نیستند.

تو هم محکومی به زندان رفتن،مثل تمام کردها! به جرم بی گناهی گناهکاری ! همانند اقوام دیگرت در ترکیه، در عراق و در سوریه و در نقاط دیگر جهان!

تو اگر حتی کاری نمی کردی به جرم کرد بودن باز مجرم بودی!

امروز سومین سالی است که تو را به جرم بی گناهی زندانی کردند. اما امروز تو یک از هزاران کسانی هستی که در زندان هستند. شاید آنان بتوانند در برابر ظلم و تجاوزی که به حقوق کردها می شود ساکت باشند، شاید آنها بتوانند ما وحقوق ما را نادیده بگیرند، شاید آنها خود را از ما جدا بدانند و مرزبندی ایجاد کنند اما من همانند آنها نمی اندیشم، من فارغ از کرد بودن و غیرکردبودن نمی توانم تنها به نظاره بنشینم، همه، حقایق را امروز می بینند آنان که 3 سال پیش در برابر تو و حکم ناعادلانه ات سکوت کردند امروز خود گرفتار همان بندها گردیدند، آن هم تویی که نه به دنبال بخشی از حاکمیت، بلکه تنها خواسته ات استیفای حقوق بود آن هم حقوق انسانی و نه ملیتی و یا چیز دیگر!

سه سال گذشت و 10 تیر امسال نه تنها برایم خاطره غم انگیز بازداشتت را به خاطر آورد بلکه عزادار مردم سرزمینمان شدم.

پدر، نه تنها من و بلکه بیش از هزاران تن از وابستگان به سازمان و میلیونها کرد هم چون من اندیشیدند و برای اولین و آخرین بار برای ایجاد تغییر به پای صندوق ها رفتند. آنها نوشته بودند انتصابات ما خوانده بودیم انتخابات! ما اشتباه کردیم و به جرم این اشتباه ما را خس و خاشاک و اوباش و اغتشاشگر خواندند. دیروز حماسه سازان انتخابات بودیم و امروز مشتی فریب خورده و اقدامگر علیه امنیت ملی و به عنوان شکرانه شرکت در انتخابات، نیروهای آموزش دیده در خارج و لبنان از ما با باتوم و گازاشک آور پذیرایی می کنند .

می گویند ایران قانون مدار است و براساس قانون پیش می رود! همان قانونی که اجازه برگزاری تجمعات و راهپیمایی های آرام را می دهد اما چون آنان معترض هستند پس فریب خورده و عامل دست بیگانگان و این حق مشمول معترضان نمی گردد! حق آزادی مطبوعات، حق آزادی بیان و اندیشه هم باز شامل معترضان نمی گردد! تنها مجیزگویانند که حق دارند.

می گویند آزادی در ایران نزدیک به مطلق است! هزاران نفر دستگیر می شوند! مانع فعالیت احزاب و تشکل ها می گردند! فعالان مدنی، سیاسی, حقوق بشری, روزنامه نگاران و خبرنگاران و هنرمندان زندانی می گردند! برخی جانشان را از دست می دهند البته یادمان نرود به دست دشمنان و اجنبی های ساختگی! دانشجویان و استادان زندانی می شوند! روزنامه ها سانسور، سایت ها فیلتر می گردند! وسایل ارتباطی از مردم گرفته می شود! رسانه ملی، دولتی می شود! و هرحقی ناحق!

اینجا هر فریادی, هر ناله ای و هر اعتراضی خاموش می گردد. خیابان ها دیگر یادآور زندگی و تحرک نیست. اینجا زندانی بزرگتر از اوین است.

راستی یادم رفت بگویم اگر شبها صدای الله اکبر را شنیدی بدان که اینان همان کارمندان سفارتخانه های خارجی هستند که می خواهند انقلاب مخملی به راه اندازند!

پدرعزیزم خدا را شکر که در ایران آزادی نزدیک به مطلق است اگر مطلق بود چه می کردیم. به همان دلیل نزدیک بودن آزادی به مطلق است که انسان های وارسته ای چون تو زندانی می شوند، اما تاریخ بهترین درس ها را به ما می دهد.

زمانی که بیگناهان در زندان و گناهکاران برسر مسند و ریاست باشند شاید زمانی است که.....

13تیر 1388

+ نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 11:57 توسط omied.s |